-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 15 تیر 1404 09:06
بهمن سال 58 برگشتم درسم که آمریکا تمام شد منتظر بودم که مدرکم هم آماده شود و به دستم برسد تا بلیط بگیرم و برگردم ایران. وقتی مدرکم را گرفتم که همزمان شد با مدرک گرفتن اولین هم اتاقیم، تصمیم گرفتیم با هم به ایران برگردیم. بلیط خریدیم و سرخوشانه کارهای باقی مانده مان را انجام می دادیم تا روز پرواز برسد. مدتی بعد از...
-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 8 تیر 1404 10:48
به ایران برمی گردم دی ماه سال 1358 بود که تمام کارهایم در آمریکا تمام شده بود. مدرکم را هم گرفته بودم و دیگر واقعا آماده ی ترک آمریکا و برگشت به ایران بودم. وقتی یکی از استادان آمریکایی ام ( ما استادان اهل کشورهای دیگر هم داشتیم ) شنید که من می خواهم به ایران برگردم با تعجب و نوعی تغییر حالت در چهره اش که نفهمیدم از...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 1 تیر 1404 11:40
اومدیم دیگه گرفتار شدیم .... امروز تصمیم می گیرم به خیابانی بروم که پارسال در آن خیابان موفق شده بودم با یک تعمیرکار موتور کولر مصاحبه کنم. محله اش را می شود گفت از محله های قدیمی تهران است. وقتی یاد این محله می افتم کمی به خودم امیدواری می دهم که شاید باز بتوانم کسی را پیدا کنم که با من حرف بزند. نه مثل آن دو روزی که...
-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 25 خرداد 1404 09:35
مثل شمال خودمونه .... جزیره ی دوم ایالت هاوایی که انتخاب کرده بودیم دیدنی هایش بیشتر در خود جزیره بود. در نتیجه نیاز نشد که ماشین کرایه کنیم. یادم هست که از جاذبه های جزیره، باغی بود با انواع و اقسام مختلف گل و گیاه و درخت برای بازدید توریست های علاقه مند به طبیعت. با هم اتاقی یم در مسیرهای متنوع باغ قدم می زدیم و با...
-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 18 خرداد 1404 10:31
داشتم با زندگی خداحافظی می کردم در جزیره ی دوم که اسم هیچ کدام شان هم یادم نمانده روزی هوس شنا کردیم. ماشینی کرایه کردیم و به ساحلی دور از جزیره رفتیم. نقطه ی خلوتی پیدا کردیم که واقعا پرنده هم پر نمی زد. زیراندازمان را انداختیم. کمی نشستیم خیره به آب و کرانه ی ساحل. قرار شد اول من برای شنا بزنم به آب. فکر می کردم از...
-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 11 خرداد 1404 11:20
چند بار دور جزیره را گشتین؟ در دوره ای که اولین آپارتمان را با یکی از دانشجویان ایرانی خوابگاه گرفته بودیم روزی با هم برای خرید هفتگی خانه به سوپری رفتیم که در یک مجموعه ی تجاری بود. همان طور که در راهروها راه می رفتیم تا موادی را که نیاز داشتیم پیدا کنیم و بخریم در یک گوشه ای پیشخوانی دیدیم که فردی پشت آن ایستاده بود...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 4 خرداد 1404 09:43
کاش می آمدم بیرون ... وارد فروشگاهی می شوم که لوازم منزل می فروشد. فضای فروشگاه مانند دو اتاق تو در توست. در اتاق اول که من وارد می شوم مردی حدود سی و چند سالِ در حال قدم زدن است. سلام که می کنم حتی جواب سلام را هم نمی دهد. انگار نه انگار کسی وارد فروشگاه شده است. تا من شروع به صحبت نمی کنم اصلا نمی پرسد که چه کار...
-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 28 اردیبهشت 1404 09:50
نکنه خودتون عمدا آتش زدین!؟ در برگشت به آمریکا از همان سفر به ایران که در مسیر فرودگاه با پیشنهاد غیر فرهنگی من! دو هلو از آن باغ معروف کندیم و خوردیم وقتی در فرودگاه از هواپیما پیاده شدیم و چمدان های مان را برداشتیم خیال مان راحت بود که ماشین هم اتاقیم در پارکینگ هست. سوار می شویم و باز شاد و خندان از یادآوری سفر...
-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 21 اردیبهشت 1404 09:31
هلویی با عطر و مزه ی هلوی ایرانی در این مدتی که در آمریکا درس می خواندم فکر کنم دو بار به ایران آمدم تا خانواده ام را ببینم. در یکی از این سفرها با هم اتاقیم با هم به ایران آمدیم. هم اتاقیم تصمیم گرفت که با ماشین خودش به فرودگاه برویم. می خواست ماشین را در پارکینگ فرودگاه بگذارد تا موقع برگشتن راحت به خانه برسیم. در...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 14 اردیبهشت 1404 09:33
مزاحم شدم یا نشدم ...؟! امروز می روم تا با مرد دستفروشی که دیروز تصادفی او را دیده بودم مصاحبه کنم. دیروز وقتی از کنار بساط کوچک و جمع و جورش می گذشتم جنس هایی که روی بساطش چیده بود توجهم را جلب کرد. آن قدر که ایستادم تا از نزدیک بهتر ببینم. بیشتر مجسمه های کوچک تزیینی داشت. چندتایی هم غیرتزیینی. مثل چند نعلبکی با نقش...
-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 7 اردیبهشت 1404 09:46
استخری در یک پارک جنگلی در شهر کوچک ما نزدیک دانشگاه پارک جنگلی ای بود زیبا و طبیعی. وقتی در آن قدم می زدیم و درختان قدیمی و پر شاخ و برگش را می دیدیم به من این احساس را می داد که در فضای طبیعتی خارج از شهر رفته ایم و قدم می زنیم. نه اینکه جایی باشی که با چند دقیقه پیاده روی برسی به دانشگاه و فضای سبز نگهداری شده ی...
-
سفر اول به آمریکا
یکشنبه 31 فروردین 1404 18:49
رابطه ی نیاز و جهت یابی شاید شما هم شنیده باشید که احساس نیاز به چیزی باعث رو آمدن یا کشف یک توانایی در انسان می شود که خودش می تواند از آن توانایی بی خبر باشد. برای من این تجربه در سفر اولم به امریکا پیش آمد. همان طور که قبلا هم نوشته ام که من در امریکا ماشین نداشتم و رانندگی نمی کردم. در ایران هم همین طور. بعد از...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 24 فروردین 1404 08:17
من آرامشُ در کنار سختی هاش می خوام ... ! تجربه ی قبلی ام در باره ی انتخاب پاساژ به اصطلاح شیک و مدرنی که نتیجه اش مصاحبه ی "من یه زندانی یم ..." شد اگر چه هم زمان گفت و گو و هم زمان نوشتن آن اذیت شدم ولی برایم مسیری شد برای رسیدن به "پشت چهره ها". امروز هم به پاساژ دیگری می روم. فروشگاه ها را یکی...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 17 فروردین 1404 10:34
شهرگردی در آمریکا اگر خواننده ی خاطرات سفر اولم به آمریکا باشید می دانید که ما ( من و هم اتاقیم ) خیلی سخت و فشرده درس می خواندیم. برای جبران این خستگی ها زمانی که در آن آپارتمان کوچکی که بعد از بیرون آمدن از خوابگاه دانشگاه اجاره کرده بودیم زندگی می کردیم راهی به ذهن مان رسید. تصمیم گرفتیم در روزهای هفته با تمرکز...
-
سفر اول به امریکا
شنبه 9 فروردین 1404 07:11
داخل ماشین جلوی آپارتمان اولین آپارتمانی که با هم خوابگاهی ام اجاره کردیم هم خودش کوچک بود هم در فضای خیلی جمع و جوری ساخته شده بود. در کل فقط چهار یا پنج آپارتمان بود در یک ردیف کنار هم با یک زمین آسفالته ی خالی رو به روی آپارتمان ها برای پارک ماشین. من و هم اتاقیم در دو رشته ی مختلف درس می خواندیم. در نتیجه برنامه ی...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 3 فروردین 1404 10:01
قشنگِ، اگه بتونی بنویسی ... امروز می روم تا با مرد دستفروشی که جوراب و کلاه بافتنی مردانه می فروشد صحبت کنم. البته این بار دوم است که برای مصاحبه با او می روم. بار اول با اینکه مدتی در مسیر دستفروشی اش بالا و پایین رفتم پیدایش نکردم. سر آخر به این نتیجه رسیدم که لابد آن روز اتفاقی نیامده است. امروز او را در محل همیشگی...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 26 اسفند 1403 11:11
بریم بازی کنیم؟ دوران تحصیل من در مدرسه و دبیرستان به روال سابق بود. یعنی شش سال دوران ابتدایی و شش سال مقطع دبیرستان. که البته الان دوباره برنامه ی تحصیلی به همان شکل سابق برگشته. من دوره ی ابتدایی و سه سال اول مقطع دبیرستان را در شهر آبادان گذراندم. در آن سه سال رشته ی ورزشی مورد علاقه ی من بسکتبال بود. عضو تیم...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 19 اسفند 1403 10:35
تنیس یادم رفت .... در دانشگاه به ما گفتند که باید یک واحد ورزش هم بگیریم. برای این واحد باید یک رشته ی ورزشی را انتخاب می کردم. من در رشته ی تنیس ثبت نام کردم چون تا آن موقع هیچ وقت فرصت و امکان شرکت در کلاس های تنیس را نداشتم. خب، باید همین جا این را هم بنویسم که از لحاظ فعالیت های ورزشی در ایران، رشته ی ورزشی خودم...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 12 اسفند 1403 09:46
من یه زندانی یم ..... امروز برنامه ام این است که بروم در خیابان ها بچرخم تا یک نفر مناسب برای "پشت چهره ها" پیدا کنم. برف می بارد. با این حال می روم تا شانسم را برای مصاحبه امتحان کنم. از جلوی پاساژ بزرگ و خوش برو رویی رد می شوم. نمی دانم چرا همیشه فکر می کردم این پاساژ جای مناسبی برای کار من نیست. برمی گردم...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 5 اسفند 1403 08:44
خوش به حالت که می دوی ... تا اینجای خاطراتم را اگر خوانده باشید حتما یادتان هست که چندین بار نوشته ام که برای قبول شدن در واحدهای دانشگاهی خیلی وقت می گذاشتم. ساعت ها روی صندلی می نشستم. هم خسته می شدم هم بدنم خشک می شد. خب، تنها راه عملی و راحتی که برای جبران آن نشستن های طولانی به فکرم رسید دویدن بود. باز یادم...
-
سفر اول به امریکا
جمعه 26 بهمن 1403 10:20
خورش فسنجان با آب انار یکی از برنامه های من برای استراحتِ ذهنم و جدا شدن آن از کارهایی که باید برای دانشگاهم انجام می دادم این بود که عصرها ساعتی در فضای زیبای طبیعت شهر می دویدم. یکی از روزها در حین دویدن متوجه شدم که باد گردوهای رسیده را به زمین ریخته. آن هم چه گردوهایی. البته نه از آنهایی که تا به زمین بیفتند از...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 21 بهمن 1403 10:27
به پیشرفت فکر نمی کنم .... هفته ی پیش که برای انجام کاری مسیری را پیاده می رفتم در سه نقطه ی مختلف سه زن را دیدم که دستفروشی می کردند. محل نشستن آنها را در خاطرم نگه داشتم تا در وقت مناسب به سراغ شان بروم و با آنها گفت و گو کنم. امروز خوش و خندان از اینکه فرد مورد نظرم را از پیش انتخاب کرده ام و دیگر لازم نیست که به...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 14 بهمن 1403 09:55
ماشین ظرفشویی یا " جاظرفی "؟ در دو سال و نیمی که در امریکا درس می خواندم بعد از اینکه از خوابگاه دانشگاه بیرون آمدم در دو نقطه ی شهر آپارتمان اجاره کردم. آپارتمان اولی همانی بود که با یکی از دانشجویان خوابگاه با هم گرفتیم. آپارتمان دوم را با یکی دیگر از دانشجویان ایرانی دانشگاه سه نفری اجاره کردیم. این...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 7 بهمن 1403 09:45
دوستی فقط به دلیل نزدیکی مکان .... اینجا می خواهم از یک ویژگی فرهنگی اجتماعی ای که من در آن مدت دو سال و نیمی که برای گرفتن مدرک فوق لیسانسم در امریکا زندگی می کردم در رفتار و روحیه ی تعدادی از دانشجویان امریکایی دیده بودم بنویسم. خب، البته که من با گروه بزرگی از دانشجویان در ارتباط نبودم. این تجربه ی من حاصل آشنایی...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 30 دی 1403 08:08
به مو رسید ولی پاره نشد قبلا از این خیابان رد شده بودم و با دیدن مغازه های لوازم التحریر فروشی که مثل کوپه های قطار در یک دست خیابان کنار هم ثابت ایستاده بودند به ذهنم آمده بود که روزی به سراغ شان بروم و با یکی از فروشنده ها مصاحبه کنم. امروز همان روز است. از پیاده رو جلوی مغازه ها را رد می شوم و در همان حال راه رفتن...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 23 دی 1403 09:30
فقط شاخه ها را نشکنین! وقتی کیفیت خاک یک شهر باعث رشد و پربار شدن درختان میوه ی آن شهر بشود خب، برای منِ خاطره دوست و خاطره نویسی که از علاقه مندان طبیعت و میوه های آن بودم و هستم و دو سالی هم در آن شهر چرخیدم درس خواندم و زندگی کردم شاید طبیعی باشد که با برخورد های جالبی هم رو به رو بشوم. یک روز که با هم اتاقی ام در...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 16 دی 1403 09:00
مثل جارو برقی برای بادام ها شهر چیکو که من در دانشگاه آن درس می خواندم شهر کوچکی در شمال ایالت کالیفرنیا بود. شهری با خاکی حاصلخیز که در اطرافش پر از باغ های درخت بادام بود. وقتی در اطراف شهر پیاده روی می کردیم و از کنار این باغ ها رد می شدیم می دیدیم که بادام های رسیده زمین را مثل فرشی پوشانده اند. کنجکاوی امان نمی...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 9 دی 1403 10:21
منتظر یه پیامه حال مساعدی نداره در لحظه زندگی می کنه امروز می روم برای یک گفت و گوی " پشت چهره ها ". وارد یک فروشگاه لوازم ماشین می شوم. فروشنده که لباس سرهمی مخصوص تعمیرکارها را پوشیده مرد جوانی است حدودَن زیر سی سال که با تمام حواس مشغول گوشی اش است. سلام می کنم و کارم را مطابق معمول توضیح می دهم. بعد از...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 2 دی 1403 07:46
چطور تحمل می کنی؟! قبلا نوشته بودم که هم اتاقی من در خوابگاه دانشگاه دختری 18 ساله و امریکایی بود. پدرش در شهر محل زندگی شان یک داروخانه داشت. به دلیل شغل پدرش، هم اتاقی من کوچک ترین ناراحتی جسمی که پیدا می کرد بلافاصله با خانواده اش تماس می گرفت تا بپرسد که باید چه کار کند. شاید به خاطر شغل پدرش یا شاید هم به دلیل...
-
سفر اول به امریکا
یکشنبه 25 آذر 1403 10:34
هنوز این تناقض هست! کلاس های ترم اول سال دوم دانشگاه که شروع شد از استادانم شنیدم که از این ترم به بعد دیگر امتحانات واحدها کتبی و تشریحی نیست بلکه در قالب انتخاب موضوع و تهیه ی مواد خام و ارائه ی مقاله است. مقاله هایی که باید با استفاده از کتاب های کتابخانه ی دانشگاه یا کتابخانه های دانشگاه های دیگر، در صورتی که کتاب...