-
پشت چهره ها
یکشنبه 12 بهمن 1404 10:28
بلندپروازم خیلی هفته ی پیش از خیابانی رد می شدم که در قسمتی از آن چند غرفه زده بودند برای فروش لباس و دختران جوانی در آنها فروشندگی می کردند. همان روز به نظرم آمد که محل خوبی برای مصاحبه های من است. امروز به همان خیابان آمده ام. به یکی از غرفه ها نزدیک می شوم و کارم را به فروشنده جوان آن توضیح می دهم. بلافاصله در...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 5 بهمن 1404 09:37
پشت نگاهش چه بود ...؟ یکی از روزهایی که سرگرم کارم بودم از بین مردمی که برای خرید آمده بودند از کمی فاصله دختری را دیدم که به نظرم آشنا آمد. دقت که کردم یادم آمد که یکی از شاگردان کلاس زبان انگلیسی بود که آنجا با هم آشنا شده بودیم. به من که رسید او هم متوجه من شد. جلو آمد و با هم کمی حال و احوال کردیم. پرسید:"...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 28 دی 1404 09:33
کارت نمی دم نقد حساب می کنم ... یک روز قسمتی که برایم مشخص کرده بودند نزدیک میز صندوقدار فروشگاه بود. من به کار خودم مشغول بودم و مشتری هایی هم که انتخاب شان را کرده بودند می آمدند و با کارت، پول خریدشان را می دادند و می رفتند. یک دفعه متوجه خانواده ای شدم که با سر و صدا به صندوقدار نزدیک شدند. خانواده ی شلوغی بودند...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 21 دی 1404 10:06
جواب این مردم، این نبود پیاده روی می کنم ولی البته که هدف اصلی ام پیدا کردن یک مصاحبه شونده است. شخصی که دلش بخواهد با یک روزنامه نگار که با سری و نگاهی رو به جلو به او نزدیک می شود و تقاضای گفت و گو می کند حرف بزند. به کوچه ای می پیچم. از آن کوچه هایی است که اوایلش هیچ خبری نیست. هر دو طرف کوچه فقط دیوار است. باز...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 14 دی 1404 08:55
مشتری عصبانی و مشتری مهربان بعد از چند ماهی که از شروع کارم در فروشگاه مروینز می گذشت یک روز یک مشتری زن آمریکایی پنجاه و چند ساله از من پرسید که لباس های جنس کتان را کدام قسمت می تواند پیدا کند. من که تصادفا کلمه ی انگلیسی کتان تا آن روز به گوشم نخورده بود چون معنی اش را متوجه نشدم جواب دادم که نمی دانم. ناگهان آن...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 7 دی 1404 08:56
می بینی دنیا چطور شده! قبلا در خاطرات سفر دومم به آمریکا نوشته بودم که در فروشگاهی که مشغول کار شدم قسمت خاصی را برای من در نظر نگرفتند و هر روز صبح در شروع ساعت کاری از بلندگو اعلام می کردند که من آن روز در چه قسمتی کار کنم. در نتیجه من در بیشتر قسمت های فروشگاه می چرخیدم. یکی از روزها، اول ساعت کاری از بلندگو اعلام...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 30 آذر 1404 10:15
شاید باورتون نشه ... در محله ای دو کوچه را در ذهن داشتم که در یک وقت مناسب به سراغ شان بروم. امروز همان وقت مناسب است. هنوز به آن محله نرسیده ام که چشمانم به عادت خودشان داخل فروشگاه هایی را که از کنارشان می گذرم کنجکاوانه نگاه می کنند. در فضای ورودی یکی از این فروشگاه ها که به شکل مستطیل درازی است زنی را می بینم که...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 23 آذر 1404 09:49
جرات نداشت ... روز دیگری که باز نزدیک قسمت پرو کار می کردم زن و مرد آمریکایی مسنی به سمت اتاق های پرو آمدند. زن چند لباس دستش بود. وارد قسمت پرو شد. بعد از چند دقیقه در حالی که یکی از لباس ها را پوشیده بود از قسمت پرو بیرون آمد و نزدیک مرد که مشخص بود همسرش است رفت تا او لباس را به تنش ببیند. مرد لباس را دید ولی چیزی...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 16 آذر 1404 09:47
فقط برای مهمانی شام شب کریسمس! از فکر کار مطبوعاتی که بیرون آمدم رفتم سراغ فروشگاه های زنجیره ای لباس و وسایل خانه ای که معمولا در فضاهایی که اصطلاحا به آن " مال " می گویند مشغول کار بودند. حالا یادم نمی آید که این فکر از خواهرم بود یا خودم. به آنها مراجعه می کردم و کار می خواستم. خب، همه هم در قدم اول می...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 9 آذر 1404 09:51
شادترین خاطرَم لحظه ی ازدواج مونه به محلی آمده ام که چند وقت پیش برای انجام کاری گذارم به آنجا افتاده بود و در پرسه زنی بعد از تمام شدن کارم از کنار یکی دو مغازه گذشته بودم که با دیدن کسی که پشت پیشخوان مغازه نشسته یا ایستاده بود به نظرم آمده بود که می توانستند مناسب گفت و گوهایم باشند. در کوچه ی مورد نظرم دنبال شان...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 2 آذر 1404 10:13
مصاحبه با صاحب یک سوپر کوچک بعد از اینکه جلسه های آموزشی برای برنامه ریزی کلاس های پسرم به نتایجی رسید که در حدود امکانات دبیرستان برای او عملی شد و من با چند بار رفتن به دبیرستان و صحبت با معلمان پویا خیالم راحت شده بود که آنها با وضعیت او آشنا شده اند و برنامه هایش منظم پیش می رود به فکر پیدا کردن کار برای خودم...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 25 آبان 1404 08:40
بلاخره تخفیف گرفتم ... در سفر اولم به کشور آمریکا که برای ادامه ی تحصیل رفته بودم ( سال 1356 تا آخر سال 1358 ) یک بار موقع خرید کیف یا لباسی ( یادم نمانده کدام ) که مورد نیازم بود موقع پرداخت پول به صندوقدار متوجه شدم که جنسی که برداشته ام زدگی دارد. نقص کوچکی بود که مانع استفاده از آن جنس نمی شد. وقتی خواستم دوباره...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 18 آبان 1404 10:49
دیگران را نردبان نکنین هفته ی پیش باید با مترو جایی می رفتم. ایستگاه آسانسور داشت. جلوی آسانسور یک مرد با دو زن ایستاده بودند. وقتی آسانسور رسید نمی دانم چرا آن سه نفر سوار نشدند. منتظر شدن که من با اینکه پشت سر آنها بودم اول سوار شوم. نمی دانم به خاطر موی سفید من بود یا نه. سوار شدم و آنها هم. قبل از اینکه در آسانسور...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 11 آبان 1404 09:04
دعوت به خوردن قهوه وقتی داشتم خاطره ی درخت لیموی همسایه ی رو به رویی خانه ی خواهرم را می نوشتم خاطره ی دیگری که آن هم مربوط به ساکنان محل زندگی خواهرم بود یادم آمد. در آن حدود یک سالی که ما در آمریکا بودیم مادرم هم برای چند ماهی به آمریکا آمد. من در آن موقع هنوز کار نمی کردم و در خانه بودم. خواهرم و همسرش که سر کار می...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 4 آبان 1404 11:25
لیموها در انتظار کنده شدن! همسایه ی آمریکایی رو به روی خانه ی خواهرم یک درخت لیمو در باغچه ی جلوی خانه اش داشت. میوه اش از آن لیموترش های بزرگ بود. درخت خیلی خوش منظر و با نمکی بود! با نمک بود چون قد بلندی نداشت ولی در عوض پر شاخه و افشان بود مثل یک چتر بزرگ. و همیشه پر از لیمو. لیموها مثل لامپ های زرد بیضی شکل از...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 27 مهر 1404 11:31
همدلی خیلی بهتر از همراهی یه امروز تصمیم گرفته ام به پاساژی بروم و شانس خودم را امتحان کنم. در مسیر پاساژ سعی می کنم ذهنم به یاد دو روزی که در دو هفته ی گذشته برای مصاحبه رفته بودم ولی با دست خالی برگشتم نیفتد. وارد پاساژ می شوم. حریصانه داخل فروشگاه ها سرک می کشم. آنهایی را که بیشتر از یک نفر داخل فروشگاه هستند رد می...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 20 مهر 1404 08:06
پرواز صندلی در بزرگراه ... روزی با ماشین خواهرم جایی می رفتیم. یادم است که داخل شهر نبود. در بزرگراه های خارج شهر بود. چند نفری در ماشین بودیم. نمی دانم کجا می رفتیم. همین طور که حرف می زدیم و می خندیدیم ناگهان یک صندلی چوبی پرواز کنان! از سمت خواهرم که در حال رانندگی بود به طرف ماشین آمد به شیشه ی جلو ماشین خورد و...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 13 مهر 1404 09:47
آموزش مهارت های زندگی در اولین خاطره ی این سفر دوم من به آمریکا که همراه با پسرم و همسرم به آن کشور رفته بودیم نوشتم که هدف ما از این سفر، تلاش برای پیشرفت توانایی های پسرمان بود. به همین دلیل مدتی بعد از رسیدن به آمریکا ( که دقیق یادم نمانده چه مدت ) خواهرم با مرکزی که هدفش کمک رسانی به افرادی بود که مثل پسر ما کم...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 6 مهر 1404 09:30
حتی خوشی هم صبوری می خواد .... امروز تصمیم می گیرم به یک پاساژ بروم تا ببینم چی پیش می آید. وارد که می شوم باز چشمان شکارچی من به کار می افتند. از چند فروشگاه می گذرم. در یک فروشگاه لباس زنانه زنی را می بینم که تنها پشت پیشخوان ایستاده است. از فروشگاه می گذرم اما بعد از چند قدم دوباره برمی گردم و وارد می شوم. کارم را...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 30 شهریور 1404 10:23
سال ها با خواهر همسرش حرف نزده ... دبیرستان برای بچه ها و خانواده های آنها برنامه های تفریحی و به اصطلاح پیک نیک می گذاشت. در یکی از این پیک نیک ها با چند تا از مادران که نزدیک هم نشسته بودیم حرف می زدیم. صحبت ها دور و بر موضوع های مختلف زندگی دور می زد که من چیز زیادی از آنها یادم نمانده جز یک مورد که شاید چون شنیدن...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 23 شهریور 1404 08:15
صبح زود، شنا در اقیانوس آرام ... من در این سفر هم برای داشتن برنامه ای روزانه و هم برای تقویت زبان انگلیسی ام دو ترم کوتاه مدت که روی هم پنج هفته طول کشید در یک مرکز آموزش زبان ثبت نام کردم. معلم ما در این مرکز، زنی آمریکایی بود 60 ساله با اندامی کشیده و پرتحرک و فعال. خیلی مهربان و خوشرو بود و حضورش کلاس را پرانرژی و...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 16 شهریور 1404 10:22
یادگیری کودک باید در بستر زندگی اتفاق بیفته امروز جایی کار داشتم که فکر می کردم خیلی زمان ببرد. ولی برخلاف انتظارم زود تمام می شود. حال خوشی پیدا می کنم. تصمیم می گیرم که با پیاده روی از این وقت بادآورده استقبال کنم. سرخوش و شادمانه راه می روم. به پارکی می رسم. ناگهان هوس می کنم به داخل پارک بروم و کمی هم در طبیعت سبز...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 9 شهریور 1404 09:47
گفت و گویی صمیمانه در ماشین! بعد از تمام شدن یکی از جلسه های آموزشی پسرم، الان یادم نیست که به چه دلیل منتظر نماندم که کلاس های پویا تمام شود تا با اتوبوس مدرسه با بقیه ی دانش آموزان به خانه برگردم. تصمیم گرفته بودم که پیاده تا اولین ایستگاه اتوبوس شهری بروم و اتوبوس سوار شوم. من با توجه به توصیه ی خواهرم در مورد لباس...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 2 شهریور 1404 10:40
کلاس تایپ به عنوان " کاردرمانی " در اولین خاطره ی سفر دومم به آمریکا نوشتم که ما فقط با هدف بهره گیری از امکانات کشور آمریکا برای پیشرفت توانایی های پسرمان به آن کشور رفتیم. به همین دلیل من از مدتی قبل از سفر، شروع کردم به پرس و جو از دوستان و آشنایانی که در آمریکا تحصیل کرده بودند. به خودم می گفتم شاید آنها...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 26 مرداد 1404 11:44
از آدما فراری یم .... امروز خیلی بسیار خوش شانسم ... و کمی تلافی روزهایی می شود که کسی حوصله ی حرف زدن با مرا ندارد. چطور؟ این طور که وقتی گفت و گویم با مرد مسنی که گیجی مرا با متلکی شیرین جواب داده بود { منتشر شده با تیتر " ماهی سی میلیون، کجای کاری خانوم!؟ " در پشت چهره ها } تمام می شود در حال بلند شدن از...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 19 مرداد 1404 10:31
با بچه ها در اتوبوس در ترم دوم برای پویا در کنار برنامه هایی خاصی که برای دانش آموزان کم توان ذهنی داشتند یک کلاس زبان انگلیسی با دانش آموزان غیر امریکایی و یک کلاس آموزش تولید ظرف های سفالی هم گذاشتند. من چند بار برای صحبت با معلم های این کلاس ها به دبیرستان رفتم. دبیرستان بزرگی بود که ساختمان کلاس های مختلفش با...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 12 مرداد 1404 07:49
از بچه های ما بهتر می خونه و می نویسه! نمی دانم شماهایی که خواننده ی پیگیر وبلاگ من هستید تا حالا متوجه شده اید که من یک پسر کم توان ذهنی دارم در سطح دیرآموز با بهره ی هوشی نزدیک به 89. و شاید بد نباشد بنویسم که دیرآموز به افرادی گفته می شود که بهره ی هوشی آنها بین 70 تا 89 باشد. سفر دوم من با خانواده ام به آمریکا با...
-
پشت چهره ها
پنجشنبه 2 مرداد 1404 15:32
ماهی سی میلیون، کجای کاری خانوم!؟ امروز خیلی خوشحال و سرحال آمده ام برای مصاحبه. چرا خوشحال و سرحال هستم؟ برای اینکه از چند وقت قبل دختر جوانی را که در پیاده رو بساط فروش زیورآلات دارد برای "پشت چهره ها" در ذهنم نگه داشته ام. حالا اینکه با من حرف می زند یا نه، مرحله ی بعدی است! سرکیف هستم چون امروز لازم نیست...
-
سفر دوم به آمریکا
یکشنبه 29 تیر 1404 10:39
دنیایی به کوچکی یک اتوبوس آمریکایی ( قبل از شروع یادداشتی که تیتر آن در بالا آمده باید بنویسم که از این هفته به بعد خاطرات سفر دوم من به آمریکا را مثل گذشته در وبلاگ خواهم گذاشت. با این تفاوت که برای شروع، به سراغ خاطره ای می روم که آن را در زمانی که در آمریکا بودم با هدف چاپ در نشریه ای به زبان انگیسی نوشتم که امکان...
-
پشت چهره ها
یکشنبه 22 تیر 1404 11:26
این اوضاع لایق مردم ما نیست امروز می روم تا با مرد کفاشی گفت و گو کنم که چند وقت پیش تصادفا در کوچه ای او را در مغازه اش دیده بودم و به نظرم آمده بود که برای مصاحبه ی "پشت چهره ها" مناسب است. چطور به این کوچه رسیدم؟ آن روز در آن محل قراری داشتم. من خیلی مقید هستم که همیشه سر وقت به قرارم برسم و خوشبختانه رفت...